تبليغاتX
Jonamoos Browser (Anti Filter)
Filtered Url : : آدرس سايت فيلترشده
با یاران & دراویش121

جمعي از دراويش سلسله نعمت اللهي گنابادي ساكن اصفهان با شكايت مأمورين يگان امداد نيروي انتظامي اين شهرستان ، از سوي شعبه ۱۰۹ دادگاه جزايي به تحمل يكصد روز حبس تعليقي و تحمل ۲۰ ضربه شلاق محكوم شدند .

به گزارش خبرنگار سايت مجذوبان نور ؛ اين دراويش به اتهام اخلال در نظم عمومي از طريق تجمع در تكيه درويش ناصرعلي تخت فولاد اصفهان در مورخه اول اسفندماه ۸۷ و تمرد در قبال مأمورين انتظامي ، تحت پيگرد قضايي قرار گرفته و نهايتاً به حبس و شلاق محكوم شدند .

براساس اين گزارش ؛ تكيه درويش ناصرعلي در تخت فولاد اصفهان شامگاه سي ام بهمن ماه ۸۷ مورد تعرض مأمورين قرار گرفت و حسينيه دراويش در كنار اين مقبره به زير تيغهاي بولدوزر رفت و تخريب شد . پس از آن عده زيادي از دراويش در اعتراض به تخريب حسينيه ، در اين محل گرد آمدند و اقدام به برگزاري مجالس عبادي خود نمودند كه اين اجتماع قانوني نيز با دخالت مأمورين امنيتي و انتظامي به خشونت كشيده شد .

اين گزارش در ادامه مي افزايد ؛ تخريب حسينيه دراويش در اصفهان ، سومين اقدام افراطيون مذهبي در تخريب اماكن عبادي دراويش گنابادي در سالهاي اخير به شمار مي رود كه نگراني و اعتراضات گسترده نهادها و شخصيتهاي داخلي و بين المللي از جمله كميسارياي عالي حقوق بشر سازمان ملل متحد را در پي داشت .

جمعيت زيادي از دراويش و پيروان سلسله نعمت اللهي گنابادي نيز در يك اقدام اعتراضي ، روز سوم اسفندماه را براي حضور مقابل مجلس شوراي اسلامي برگزيدند تا فرياد مظلوميت خود را به گوش هيأت حاكمه ايران برسانند ولي اين تجمع نيز با يورش لباس شخصيها مواجه و منجر به دستگيري و زنداني شدن دراويش شد

+ نوشته شده توسط .....خرسند در جمعه پانزدهم آبان 1388 و ساعت 7:45 |

وبلاگ  دراویش ۱۲۱ که شب گذشته فیلتر شد با

ادرس جدید شروع به کار نمود .

 

ضمنا تمامی مطالب گذشته این وبلاگ نیز در

 ارشیو موجود است

بایاران & دراویش ۱۲۱ جدید

 

+ نوشته شده توسط .....خرسند در چهارشنبه سیزدهم آبان 1388 و ساعت 21:50 |
شفاف : راز تلاش براي پس گرفتن لايحه هدفمند كردن يارانه ها پس از اين همه وقت گذاشتن براي آن و صرف ده ها ميليارد تومان براي جمع آوري اطلاعات خانوارها چيست ؟

اين پرسشي است كه طي 24 ساعت گذشته و حضور ناگهاني احمدي نژاد در مجلس شوراي اسلامي بسياري مي پرسند و البته هنوز پاسخ شفافي براي آن مطرح نشده است . هر چند برخي از نمايندگان مجلس مدعي شده اند كه اين لايحه عواقب اجتماعي و اقتصادي سختي داشته و لذا دولت در يك فرار به جلو دنبال بهانه اي براي پس گرفتن آن است . اما برخي ديگر نيز از زوايه اي متفاوت به ماجرا نگاه مي كنند .

روزنامه تهران امروز در اين زمينه نوشت :

حضور سراسيمه محمود احمدي‌نژاد رئيس‌جمهور در مجلس و تهديد به باز‌پس‌گيري لايحه يارانه‌ها بيش از هر چيز اين سوال اساسي را پيش مي‌آورد كه مگر چه اتفاقي افتاده است كه رئيس‌جمهور را وادار به حضور سرزده در مجلس كرد؟ رئيس‌جمهوري كه همگان مي‌دانند تمايل چنداني به حضور در مجلس ندارد، مگر بر حسب ناچار.

اما در جلسه علني ديروز مجلس پس از آنكه اكثريت نمايندگان به پيشنهاد دولت براي تاسيس صندوقي خارج از خزانه رسمي كشور راي منفي دادند، با ناراحتي احمدي‌نژاد توام گرديد به نحوي كه به فاصله چند دقيقه او را به مجلس كشاند تا حضورا به نمايندگان اعتراض كند. دولت در بخشي از لايحه يارانه‌ها پيشنهاد كرده بود، تمام درآمد ناشي از آزاد سازي قيمت‌ها به صندوقي كه خارج از مقررات و دور از نظارت قانوني نمايندگان است، واريز شود، آنگاه دولت هرگونه كه خواست از پول موجود در اين صندوق به هر ميزان كه تشخيص داد و به هر تعداد از شهروندان اعطا كند. اما نمايندگان مجلس چنين درخواستي را خلاف اصول مسلم قانون اساسي تشخيص دادند و اعلام كردند تمام درآمدهاي دولت مي‌بايستي به خزانه رسمي كشور واريز و بر اساس مجوز مجلس و با نظارت دستگاه‌هاي قانوني كشور هزينه شود. به همين دليل مجلس به درخواست دولت راي منفي داد كه البته حضور فوري احمدي‌نژاد و اعتراض شديد و تهديد به بازپس‌گيري لايحه يارانه‌ها را به دنبال داشت. البته هنوز معلوم نيست كه مجلس تا چه ميزان تهديدات احمدي‌نژاد را جدي مي‌گيرد و به درخواست او چه پاسخي مي‌دهد. اما اعتراض تند احمدي‌نژاد به خصوص تهديد به بازپس‌گيري لايحه يارانه‌ها نشان مي‌دهد با مخالفتي كه مجلسيان با درخواست دولت كرده‌اند، رئيس‌جمهور هم تمام آرزوهاي خود را برباد رفته مي‌بيند لذا بهترين چاره كار را در بازپس‌گيري لايحه ديده است.

اما سوال اساسي اين است مگر هدف اصلي دولت ازارائه لايحه يارانه‌ها به مجلس چه بود كه با اين تغيير كل آرزوهاي خود را برباد رفته مي‌بيند؟ آن‌گونه كه از فحواي كلام رسمي دولتمردان بر مي‌آيد اين است كه امكان اداره كشور با اختصاص سالانه 100 ميليارد دلار يارانه وجود ندارد و ‌بايد به اين وضع پايان داد. دولت براي رفع چنين مشكلي لايحه يارانه‌ها را تنظيم و به مجلس ارائه كرد. اساس اين طرح بر آزادسازي قيمت‌ها و باز توزيع بخشي از درآمد حاصله از آزادسازي قيمت‌ها بين اقشار آسيب‌پذير است. البته در لايحه‌اي كه مجلس تصويب كرده است اين دو خواسته دقيقا برآورده شده است و به همين دليل اعتراض‌هاي احمدي‌نژاد آن هم تا حد تهديد به باز‌پس‌گيري كل لايحه عجيب مي‌نمايد مگر اينكه بپذيريم دولت علاوه بر اهداف رسمي كه اعلام كرده، اهداف ديگري را هم تعقيب مي‌كرده و رسيدن به اين اهداف تا آن حد براي دولت از اهميت برخوردار بوده كه اگر تامين نشود دولت حاضر است از خير كل لايحه بگذرد. اين همان نكته‌اي است كه بارها از سوي منتقدان لايحه يارانه‌ها به آن اشاره شده است و ظاهرا در جلسه علني مجلس فرصتي به وجود آمد تا اين نكات هويدا شود. مساله كاملا روشن است. دولت مي‌خواهد صندوقي را موازي با خزانه كشور تاسيس كند و از پول‌هايي كه به اين صندوق واريز مي‌شود به هرنحوي كه تشخيص مي‌دهد، استفاده كند. رقمي هم كه به اين صندوق واريز خواهد شد از 20 ميليارد دلار در سال كمتر نخواهد بود. دولت قصد داشت با اخذ يك مصوبه كلي از مجلس اختيار كامل اين صندوق و منابع مالي آن را عهده‌دار شود. در صورتي كه اين خواسته تصويب مي‌شد، كشور داراي دو خزانه يكي رسمي و ديگري غيررسمي مي‌شد. خزانه رسمي زير نظر نهادهاي قانوني كشور نظير مجلس و ديوان محاسبات و قوه قضائيه قرار دارد و مسئولان دولتي موظفند وجوه واريزي به خزانه را به موجب قوانين كشور مصرف كنند و حساب و كتاب پس بدهند، اما اگر پيشنهاد دولت تصويب مي‌شد، خزانه غيررسمي از چنين مقررات نظارتي معاف مي‌شد و دولت اختيار تام داشت وجوه كلان و ارقام نجومي واريز شده به صندوق غير رسمي را به هر نحوي كه مي‌خواهد هزينه كند. آنچه مسلم است اينكه دولت در نظر دارد تا با دريافت مجوز صندوقي جديد، منابع حاصل از آزادسازي قيمت‌ها را به طور دلخواه و براي كاهش نارضايتي‌هاي اجتماعي ناشي از اجراي اين طرح، به صلاحديد مديران دولتي ميان برخي دهك‌هاي درآمدي كمتر و يا بيشتر توزيع كند؛ همان شيوه توزيع پولي كه در سفرهاي استاني و به بهانه‌هاي مختلف براي جلب نظر برخي گروه‌هاي اجتماعي صورت مي‌گرفت.

اگفته پيداست كه اعطاي چنين اختياراتي به دولت فارغ از اينكه رئيس دولت چه كسي باشد، حامل نطفه‌هاي بزرگ فساد است كه حتي مي‌تواند كشور را در بحران‌هاي بزرگ اقتصادي، سياسي و اجتماعي فرو ببرد. علاوه بر اينكه تاسيس چنين صندوقي با اصول متعدد قانون اساسي در تضاد آشكار است و محمود كاشاني، استاد حقوق با نگارش نامه‌اي حقوقي به شوراي نگهبان موارد تضاد آن را بيان كرده و از نظر علمي و منطقي هم پذيرفته نيست كه مانند دوران عهد قديم دولت مالك خزانه باشد و به هرشهروندي كه تشخيص داد يارانه‌اي بدهد يا ندهد.

نتيجه اوليه چنين اختياري تقسيم جامعه به دو بخش اعانه بگير دولت و محرومان از دريافت اعانه است. نهايتا اينكه بخش اعانه بگير به دولت احساس دين مي‌كند و منفعت خود را در تداوم وضع موجود مي‌بيند در حالي كه بخش دوم و محروم از يارانه نسبت به دولت و بخش يارانه بگيراحساس منفي پيدا مي‌كند و خواستار تغيير وضع موجود خواهد شد چرا كه احساس مي‌كند تداوم وضع موجود به نفعش نخواهد بود.

بنابراين منطق كشورداري حكم مي‌كند كه از دو بخشي كردن جامعه و ساختن زمينه‌هاي تنش اجتماعي خودداري كنيم كه البته مجلس با هوشياري به آفات پيشنهاد دولت پي برد و
راي منفي داد.

اما در اين ميان سوال اساسي از دولت به خصوص رئيس‌جمهور اين است كه اگر واقعا به دنبال هدفمند كردن يارانه‌هاست چه اشكالي دارد گردش مالي كلان ناشي از چنين طرحي را زير نظر نهادهاي قانوني انجام دهد؟ آيا طرح اين سوال منطقي نيست كه رئيس‌جمهور با عصبانيتي كه از خود نشان داد تا حدودي استدلال‌هاي خود را مبني بر اينكه صرفا به دنبال هدفمند كردن يارانه‌هاست با ابهام مواجه كرده است؟

رئيس‌جمهور بايد براي مجلس و افكار عمومي توضيح بدهد با چه منطقي خواستار تاسيس صندوقي غير رسمي با گردش مالي حداقل 20 ميليارد دلاري است و چه تضميني وجود دارد كه وجوه موجود در چنين صندوقي بر اساس حب و بغض بين شهروندان تقسيم نشود؟ مجلس با اين استدلال منطقي كه تمام درآمدهاي رسمي كشور بايد به خزانه واريز شود به پيشنهاد دولت به خاطر مغايرت با قانون راي منفي داد اما هنوز معلوم نيست كه چرا طرح چنين صندوقي تا آن حد براي دولت مهم بوده كه وقتي مجلس به آن راي نمي‌دهد، رئيس دولت تهديد به منتفي كردن كل لايحه مي‌كند؟
+ نوشته شده توسط .....خرسند در چهارشنبه سیزدهم آبان 1388 و ساعت 18:14 |

پارلمان‌نيوز: در دقايق ابتدايي آغاز مراسم 13آبان برخوردهاي پرداكنده‌اي از سوي نيروهاي انتظامي و امنيتي حاضر در ميدان هفت‌تير با حاميان جنبش سبز  صورت گرفت.

به گزارش پايگاه خبري فراكسيون خط امام(ره)مجلس«پارلمان‌نيوز»، در حالي كه لحظه به لحظه بر تعداد مردم حامي جنبش سبز در ميدان هفت‌تير و خيابان‌هاي اطراف اضافه مي‌شود نيروهاي انتظامي و امنيتي حاضر در محل چندين بار اقدام به شليك گاز اشك‌آور و تيرهوايي كرده‌اند اما خوشبختانه تا اين لحظه درگيري فيزيكي خوشبختانه رخ نداده و تلاش نيروهاي حاضر بيشتر براي پراكنده كردن مردم است.

مردم حاضر نيز شعارهايي همچون كروبي زنده باد، موسوي پاينده باد؛ ياحسين ميرحسين در انتظار استقبال از مهدي كروبي به سر مي‌برند.

گفتني است، مسير حركت جاميان جنبش سبز به سمت لانه جاسوسي است.

حداد عادل از حاميان احمدي‌نژاد و از منتقدان جدي ميرحسين و حاميانش نيز سخنران اين مراسم است.

تعطيلي چهار ايستگاه‌ مترو تا پايان مراسم 13‌آبان

پارلمان نيوز :  ايستگاه‌هاي متروي «هفت تير»، «طالقاني»، «دروازه دولت» و «فردوسي» امروز چهارشنبه تا پايان مراسم راهپيمايي 13آبان بسته است.

به گزارش ايلنا، از ساعات اوليه صبح امروز در همه ايستگاه‌هاي متروي تهران اعلام مي‌شود كه قطارهاي مترو در ايستگاه‌هاي ‌«هفت‌تير»، «طالقاني»، «دروازه دولت» و «فردوسي» به دستور مقامات مسوول، توقف ندارد و اين شرايط تا پايان مراسم 13 آبان ادامه دارد.

تعدادي از شهروندان كه بي‌اطلاع از تعطيلي ايستگاه‌هاي مذكور با درهاي بسته مواجه شده بودند از نبود اطلاع‌رساني به موقع در اين باره انتقاد كردند.

درگيري و دستگيري عده‌اي از راهپيمايان
در نقاطع ميدان فردوسي و خيابان‌هاي اطراف

موج سبز آزادي لحظاتي پيش عده‌اي از راهپيمايان كه در ميدان فردوسي به صفوف راهپيمايي پيوسته بودند بازداشت شدند. ميدان فردوسي از ساعتي پيش بسته شده است و سركوبگران از گاز اشك‌اور و باتوم براي متفرق كردن جمعيت استفاده مي‌كنند.

همچين بر اساس گزارش‌هاي شاهدان عيني، درگيري‌ها در ميدان هفت تير ادامه دارد و نيروهاي ضد شورش از تير هوايي براي متفرق كردن جمعيت استفاده كرده است. عده‌اي از راهپيمايان كه به خيابان‌هاي فرعي در ميدان هفت تير پناه برده‌ بودند به شدت مورد ضرب و شتم چماقداران قرار گرفتند و عده‌اي نيز به ون‌هاي مخصوص هدايت شدند. شاهدان عيني توصيه‌ كرده‌اند كه راهپيمايان از ورود به خيابان‌هاي فرعي خودداري كنند. همچنين بر اساس آخرين گزارشات واصله به موج سبز آزادي، مسير منتهي به سفارت سابق آمريكا و همچنين خيابان‌هاي منتهي به سفارت روسيه توسط نيروهاي كودتاگر بسته شده است. گفتني است كه دانشجويان دانشگاه شريف نيز كه از سمت دانشگاه خود به سمت محل راهپيمايي حركت كرده بودند به جمع راهپيمايان پيوستند.

+ نوشته شده توسط .....خرسند در چهارشنبه سیزدهم آبان 1388 و ساعت 18:11 |

١٨٠-صبح چهارشنبه 13-8-88 ( سوال تکراری-یاد خدا -شرک-قطره دریاست اگر با دریاست ...- -خانمها )  کیفیت بالاتر  

١٧٩-صبح یکشنبه 10-8-88 ( ملاک حلال و حرام و نجس و پاک بودن-خانمها)  کیفیت بالاتر  

١٧٨-صبح شنبه  9-8-88 ( بهشت و جهنم-ایثار -شاد کردن دل مومن -خانمها)   کیفیت بالاتر  

١٧٧-صبح شنبه  9-8-88 (رسیدگی ورعایت حال دیگران   -آقایان)   کیفیت بالاتر

١٧٦-عصر جمعه 8-8-88 (  میلاد امام رضا (ع)-جشن مدد کاری رضا )   کیفیت بالاتر 

١٧٥-صبح جمعه 8-8-88 (  میلاد امام رضا (ع) -آقایان )   کیفیت بالاتر 

+ نوشته شده توسط .....خرسند در چهارشنبه سیزدهم آبان 1388 و ساعت 18:2 |

به دنبال نقشه های شوم از پیش تعیین شده نهادهای اطلاعاتی و

ارتباطی  در خصوص برخورد با دراویش گنابادی  پس از پایگاه

خبری مجذوبان نور تیغ فیلترینگ و بایکوت خبری بر سر وبلاگ

دراویش ۱۲۱ فرود آمد .

یاران ایمانی می توانند مطالب وبلاگ دراویش ۱۲۱ را در همین

 وبلاگ دنبال کنند .

+ نوشته شده توسط .....خرسند در سه شنبه دوازدهم آبان 1388 و ساعت 19:18 |

آیت الله منتظرى در يک نوار ويديويى كه اخيرا در شبکه اينترنت قرار گرفته اعلام کرد که از سالها قبل به خامنه اى پيام داده كه در موضع مرجعیت نيست و حق فتوا دادن ندارد. منتظرى تاکید کرد امام جمعه هاى رژيم حقوق بگير و مورد نفرت مردم اند.

آیت الله منتظری در این نوار ویدیويی می گوید: .....اينهم بهتون بگم كه چهار تا روزنامه را وادارند به يكى حمله كنند، چهار بچه تو قم راه بيندازند و اينها ديگه فصلش گذشته، فرضا ائمه جمعه رو هم تحريک كنند يک چيزى بگند، همه مى دونند امام جمعه ها حقوق بگيره ان. اگه چهار تا بچه رو راه بندازن همه فهميدن ديگه برد نداره، اگر روزنامه‌ ها رو ببرن بنويسن، روزنامه‌ ها اينقدر چيز نوشتند مردم فحششون مى دهند، اينها ديگه برد نداره، بايست عوض كرد. اين‌ جا به آقاى خامنه اى بايد گفت آقاى خامنه اى اين كه با يه روايتهايى بايد علاج كرد، اولا دو سه تا نيست، ما دوازده تاشو اين ‌جا جمع كرديم، ثانيا بايد عمل كرد، برايش فكرى كرد، فكرى كه بشه روش عمل بكنى، و حالا بر فرض مسئله مرجعيت چرا ديگه، مرجعيت كه شما نيستید در شان مرجعيت، زمانش تذكر داديم، اون هم قبل از فوت آقاى اراكى، در شرف فوت مرحوم آيت الله اراكى بود من ديدم به وسيله آيت الله مؤمن چند تا پيام براى ايشون دادم كه اينم متن پيامه به دستشون هم رسيده با چيزاى ديگه، اين هفتمش رو من مى خونم، تا ببينيد به ايشون پيغام دادم منتهى ديگه نخواستند گوش بدن، نوشتم مرجعيت شيعه همواره قدرت معنوى مستقلى بوده، بجاست اين استقلال به دست شما شكسته نشود و حوزه هاى علميه جيره خوار حكومت نشوند كه براى آينده اسلام و تشيع مضر است و هر چند ايادى شما تلاش كنند، جنابعالى اثباتا موقعيت علمى مرحوم امام را پيدا نمى كنيد. مگذاريد قداست و معنويت حوزه ها با كارهاى ديپلماسى ارگانها مخلوط شود. (كى تو قم چه حقى داره تو حوزه بياد، چهار تا بچه راه بيندازه حوزه رو به هم بزنند) نگذاريد قداست و معنويت حوزه ها با كارهاى ديپلماسى ارگانها مخلوط شود، به مصلحت اسلام و حوزه ها و جنابعالى است كه دفتر شما رسما اعلام كند چون ايشون كارشون زياد است و وظيفه اداره كشور را به دوش دارند، از جواب دادن مسائل شرعى معذورند و از حال به بعد جواب مسائل شرعى داده نمى شود. و رسما مراجعات علمى و دينى و حتى وجوه شرعيه جزئيه را كمافى السابق به حوزه ها ارجاع بدهيد. اين تاريخش دوازده هشت است در وقتى كه تازه آقاى اراكى رو برده بودند تا بيمارستان، اونجا آيت الله مؤمن، وسيله آيت الله مؤمن براى ايشون پيغام دادم، هفت تا چيزه، اين يكيشه، و خود آيت الله مؤمن، به من گفت به يكى از آقايون كه مى رود آن‌جا مي نشيند مسائل را مطابق نظر مثلا آقاى خامنه اى جواب مى دهد گفتم ايشون كه رساله نداره، شما چه جورى فتاوى برطبق ايشون جواب مى دين؟ گفت ما رو تحرير امام جواب مى دم، گفتم آخه مردم مسئله ايشون رو مى خواهند، گفت ايشون مي گند فتواش مثل فتواى امامه، ما رو تحرير امام جواب مى دهيم. خوب اين همش مبتذل كردن مرجعيت شيعه نيست. اين كار جامعه مدرسين چهار تا بچه رو راه مى اندازند چهار تا بچه، در شب فوت آقاى اراكى ما تو قم بوديم، راه انداختند تو خيابون اونجا راست جامعه مدرسين يک چهار تا از تهران پاشند آمدند هفت هشت تا هم بيشتر نبودند زوركى هم آمدند گفتند، هفت تا بودند كه ايشون هم جزوش بود، نيست ايشون در حد مرجعيت، حق هم نداره فتوا بده بى رودبايستى بگم بنابراين مرجعيت شيعه رو مبتذل كردن، بچگانه كردند با چهار تابچه اطلاعاتى كه راه انداختند . اينها مصيبت هايى است كه ما توى اين كشور مى بينيم، خدايا به حق محمد و آل محمد اين كشور امام زمان رو به حق امام زمان استقلالش رو حفظ فرما.

سخنان آیت الله منتظری در لینک زیر آمده است:

http://www.youtube.com/watch?v=Oer5bLZDSG8

+ نوشته شده توسط .....خرسند در سه شنبه دوازدهم آبان 1388 و ساعت 19:13 |
آدرس جدید سایت مجذوبان نور : www.Majzob.INFO
+ نوشته شده توسط .....خرسند در سه شنبه دوازدهم آبان 1388 و ساعت 6:43 |

هو

۱۲۱

اطلاعیه

ربنا افرغ علينا صبراً وثبت أقدامنا وانصرنا على القوم الكافرين

شامگاه یکشنبه دهم آبان ماه ۱۳۸۸، سایت مجذوبان نور بار دیگر فیلتر شد .

ذره ها گویند با صوت جلی

بی مددها را مدد کن یا علی

در پی انتشار اخبار کذب توسط معاندین تصوف و همراهی محافل خبری شایعه پرداز در روزهای اخیر ، مسدود نمودن سایت مجذوبان نور و ممانعت از گردش آزاد اطلاعات و اخبار دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی ، از سوی دستگاههای امنیتی و ارتباطی، نشان از انسداد هر چه بیشتر فضای سیاسی حاکم دارد و نهفته در نوعی نگرش سلیقه ای و فراقانونی دردرون حاکمیت است که به جهت تزریق افکار ضد عرفان و تصوف ، آزادی بیان و بیان حقیقت را بر نمی تابند .  

مخالفین عرفان و درویشی  با وجود اعمال سیاست  بايكوت خبري در روزنامه ها، حتی انتشار اخبار دراويش دررسانه های دیجیتال را نيز تحمل نمی کنند و فضاي مجازی اينترنت و تکنولوژی را به جهت اعطای آزادی مجازی به دراویش مظلوم ، به محاكمه مي‌كشند!!

ما با تاكيد بر اين كه دنياي كنوني دهكده ايست كه ملتها ،خانواده ای واحد را تشکیل داده اند، فيلترينگ و مسدودسازي سايتها و وبلاگها را عملی عبث و بیهوده دانسته و با اراده ای محکم و قامتی استوار در برابر تعدی به حقوق قانونی و مشروع خویش ایستاده ایم و برخوردهای غیر قانونی  نمی تواند فریاد حق طلبی وعدالت خواهانه مجذوبان نور را به سکوت مبدل کند ، ما  می مانیم و در هر شرایطی حقوق الهی و انسانی خود را مطالبه خواهیم نمود .

ما زنده از آنیم که آرام نگیریم

موجیم که آسودگی ما عدم ماست

http://www.majzob.info

+ نوشته شده توسط .....خرسند در دوشنبه یازدهم آبان 1388 و ساعت 14:31 |
آخرین اخبار از سایت فیلتر شده مجذوبان نور :

آقاي اميرعلي محمدي لباف ، مجاز نماز سلسله دراويش نعمت اللهي گنابادي در شهر قم براي اجراي حكم تبعيد به شهربابك ، از سوي شعبه اول اجراي احكام كيفري دادسراي عمومي و انقلاب اين شهر احضار شد .

به گزارش خبرنگار سايت مجذوبان نور؛ اداره اطلاعات قم ،  "شهرستان قم"  را یکی از  مصادیق مقدسات اسلام دانسته و پوشيدن عبا در هنگام اقامه نماز جماعت از سوي اين درويش گنابادي در اين شهر را توهين به مقدسات تلقي و خواستار تعقيب وي شد . شعب 101 جزايي و 8 تجديدنظر قم نيز وي را به اتهام توهين به مقدسات و تشويش اذهان مراجع ومقامات رسمي به دليل نامه نگاري درخصوص تخريب حسينيه دراويش در قم ، به تحمل 5 سال حبس ، 74 ضربه شلاق و 10 سال تبعيد به شهربابك محكوم نمودند كه با اعتراضات گسترده وكلاي وي ، شعبه سوم دادگاه تجديدنظر اين استان با پذيرش اعاده دادرسي ، آقاي لباف را از اتهام توهين به مقدسات تبرئه و به اتهام تشويش اذهان مراجع و مقامات رسمي ، به پرداخت جزاي نقدي و اقامت اجباري به مدت 5 سال در شهر بابك در استان كرمان محكوم كرد .

درادامه این گزارش آمده است ؛ در شرايطي اين تبديل مجازات صورت پذيرفته كه محكوميت آقاي لباف به تحمل 74 ضربه شلاق در سال گذشته در زندان قم به اجرا در آمد و بیش از 9 ماه ایشان در زندان قم بسر برده است .

گفتني است آقای لباف در اردیبهشت ماه 1386 نیز به دلیل محکومیت در پرونده تخریب حسینیه شریعت در سال 1384 و امتناع از پرداخت جزای نقدی مدت 2 ماه در زندان قم بازداشت بوده است .  

لینک عبور از فیلتر با استفاده از وب پروکسی دراویش گنابادی:

http://webproxy.darvishan.info/index.php?q=aHR0cDovL3d3dy5tYWp6b2Iub3JnL2ZhL2NvbnRlbnQvdmlldy8yODk3LzE1NS8%3D

+ نوشته شده توسط .....خرسند در یکشنبه دهم آبان 1388 و ساعت 22:21 |

هو

۱۲۱

دولتی را که نباشد غم ز آسیب  زوال             بی تکلّف بشنو  دولت  درویشان  است

 

باز هم تیغ  فیلتر و سانسور  معاندین تصوف حقه متوجه سایت مجذوبان نور شد  و با ایجاد فضای سانسور و  عدم دسترسی کاربران  به این سایت  سعی می نمایند دراویش گنابادی را در بایکوت خبری قرار دهند .

آیا  واقعا دست هایی که در انجام این اعمال غیر اخلاقی سهیم هستند  می  پندارند با فیلتر نمودن چند سایت و وبلاگ دسترسی عموم به اخبار گنابادی دچار مشکل خواهد شد؟؟؟؟ !!!!!

ضمن تقبیح  این حرکات کودکانه  و غیر اخلاقی به اطلاع عموم یاران ایمانی میرسانیم وبلاگ های گروه  یاران  همراه   و همگام با دیگر وبلاگ های دراویش گنابادی که وظیفه ای جز شکست بایکوت خبری در خصوص دراویش سلسله جلیله نعمت اللهی گنابادی ندارند علاوه بر

 انعکاس اخبار سایت فیلتر شده مجذوبان نور  ؛ اسم

 و عنوان وبلاگ های خود را به مجذوبان نور   

تغییر می دهند و حتی با فیلتر شدن وبلاگ هایمان با وبلاگ و سایتی دیگر  به شکست سکوت خبری در رابطه با دراویش گنابادی ادامه خواهیم داد.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار پایگاه خبری مجذوبان نور از این آدرس استفاده نمایید

 

مجذوبان نور بدون فیلتر

+ نوشته شده توسط .....خرسند در یکشنبه دهم آبان 1388 و ساعت 21:51 |

چیزی که ما می‌توانیم از این ماجرا بیاموزیم آن است که خود دچار افراط نشویم. دیر یا زود – بلکه به امید خدا بسیار زود – مخالفان مردم صحنه را ترک می‌کنند. آیا آن روز باید کشوری تخریب شده برای ملت باقی بماند؟ آن چیزی که امروز باید نگران آن باشیم مصالح کشور است، زیرا کشور جز صاحبان اصلی‌اش کسی را ندارد که در این باره ابراز نگرانی کند. ساختن فردا را باید از امروز آغاز کنیم. باید برای فردا چنان مهیا باشیم که اگر همین فردا از راه رسید یکه نخوریم. باید هریک از ما مردم نه فقط نقش پیشوایی که مسئولیت آن را نیز بر عهده خود احساس کنیم

تاکید بر اجرای بدون تنازل قانون اساسی یک راهبرد کلیدی برای ساختن فرداست. با چنین راهبردی ما در تاریکی قدم نمی‌گذاریم و میراث‌های به جا مانده از مبارزات نسل‌های پیشین را به هیچ تقلیل نمی‌دهیم. و هر آنچه از آرمان‌ها و خواسته‌هایمان که جا بماند با زندگی‌های خود آن را به دست می‌آوریم، زیرا ساختار ظاهری هرگز تمام آن چیزی، بلکه قسمت اصلی آن چیزی نیست که در جامعه واقعیت دارد. بخش اصلی این واقعیت زندگی‌های ماست. دستگاه ظاهری می‌تواند فرزندان انقلاب را همچون تبهکاران دستگیر کند و لباس‌های تحقیرآمیز بر قامتشان بپوشاند و مردم می‌توانند با نگاهشان از آنان قهرمان بسازند و به آنان افتخار کنند. در این رودررویی کدامیک برنده‌اند؟ دستگاه ظاهری می‌تواند آنان را در دادگاه‌های نمایشی محکوم کند و نگاه مردم می‌تواند آنان را در پیشگاه وجدان خویش حاکم بداند. به راستی کدامیک از این دو در واقعیت جامعه حکومت می‌کنند؟ دستگاه ظاهری با برخوردهای توهین‌آمیز خود خانواده‌های آنان را سرافکنده و خوارشده می‌خواهد و نگاه‌های مردم آنان را در عین تلخ‌کامی‌هایی که می‌چشند سربلند می‌بیند. کدامیک از این دو نگاه بر احساس این خانواده‌ها چیره است؟ دقت کنید که تنها در نگاه مردم این همه قدرت وجود دارد و تا اینجای کار هنوز حرفی از دیگر توانایی‌های آنان نگفته‌ایم. دستگاه ظاهری می‌تواند برای این خانواده‌ها تنهایی و عسرت تدارک ببیند و مردم می‌توانند آنان را در آغوش بگیرد؟ به راستی کدامیک از این دو بر کار خود غالبند؟ دستگاه ظاهری می‌تواند دانشجویان غریب را به جرم ابراز عقیده از خوابگاه محروم کند و معیشت آنان را در تنگنا قرار دهد و شبکه‌های اجتماعی می‌توانند با حمایت‌‌های خود از آنان پشتیبانی کنند. تاثیر اقدام کدامیک از آنها بیشتر است؟ به راستی کدامیک از آنها قدرتمندتر است؟ بلکه اساسا تقابلی میان این دو وجود ندارد؛ یکی هست و دیگری نیست، زیرا این زندگی‌های ماست که به هر امری در نظم ظاهری جامعه معنا می‌بخشد. ما در چند ماه گذشته نه با شکستن این نظم، که با تغییر معنا دادن به آن از راه زندگی‌هایمان صحنه جامعه را تغییر دادیم. ما چه نیازی به شکستن این نظم داریم در حالی که در هر شرایطی این ما هستیم که با زندگی‌های خود به آن جهت می‌دهیم


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط .....خرسند در شنبه نهم آبان 1388 و ساعت 19:15 |
+ نوشته شده توسط .....خرسند در شنبه نهم آبان 1388 و ساعت 6:59 |
+ نوشته شده توسط .....خرسند در شنبه نهم آبان 1388 و ساعت 6:52 |

مردم ایران به امید بازگشت به این نوع سیاست های ملی دهه اول انقلاب 57 خواهان تغییر هستند و دست رد به سینه .............. و سیاست های سرکوبگرانه سیاسی و مذهبی و ملی زدند.

 

+ نوشته شده توسط .....خرسند در شنبه نهم آبان 1388 و ساعت 6:52 |

نفر سمت راست گوشه، ابوالحسن بني صدر است. او كه با 11 ميليون راي نخستين رئيس جمهور ايران شده بود، با جمله تاريخي آيت الله خميني در 25 خرداد 60:” 35 ميليون نفر بگويند بله، من ميگويم نه.” كنار زده شد. 7 تن از مشاورانش اعدام شدند، هزاران تن از هوادارنش به زندان رفتند و خودش رهسپار تبعيد شد.

درست بالاي سر آیت الله خميني، مرد روحاني با عمامه سفيد آيت الله لاهوتي است. او كه از زندانيان با سابقه قبل از انقلاب به همراه منتظري و طالقاني بود، بعد از پيروزي انقلاب از سرسخت ترين هواداران رئيس جمهور بني صدر، به شمار ميرفت. به فاصله 2 ماه پس از كنار زدن بني صدر توسط لاجوردي به زندان اوين برده شد و اعدام شد. جمله معروف او خطاب به سران حزب جمهوري(بهشتي،خامنه اي و رفسنجاني) اين بود: “مردم انقلاب نكردند تا من وشما بر آنها حكومت كنيم . اگر قرار بود با چماق و زورگويي بتوانند حكومت كنند قبل از شما آريامهر بود.حاكميت تك حزبي است كه صداي پاي فاشيزم را به گوش ميرساند. واي به حال آن انقلابي كه 8 درصد به 80 درصد حكومت كنند. اگر زور ميتوانست آدم را جاي خودش بنشاند، پيش از شما زورمند تر از شما بودند. شما جز اينكه خفقان ايجاد كنيد و براي مردم مشكل درست كنيد كار ديگري نميكنيد.”( روزنامه انقلاب اسلامي، ۲۲ فروردين ۱۳۶۰- انقلاب اسلامي، ۸آذر ۱۳۵۹)

نفرايستاده ميان آيت الله مطهري و لاهوتي، صادق قطب زاده است. او كه به همراه ابراهيم يزدي و بني صدر راه انقلاب را در پاريس هموار كرده بود، 24 شهريور 1361، به اتهام توطئه انفجار جماران، زنداني و اعدام شد. آيت الله منتظري بعدها در خاطراتش نوشت:”بعدا شنيدم آقاي حاج احمد آقا در زندان سراغ آقاي قطب زاده رفته و به او گفته است شما مصلحتا اين مطالب را بگوييد و اقرار كنيد و بعد امام شمارا عفو مي‎كنند، ولي او را اعدام كردند. بعدها از طريق موثقي شنيدم كه جريان ريختن مواد منفجره در چاه نزديك محل سكونت مرحوم امام بكلي جعلي است و واقعيت نداشته است.”(خاطرات آيت الله منتظري،ج۱،ص۴۸۵)

قطب زاده دردادگاه پرسيده بود:”روشنفكران و روحانياني كه بنيادگذار انقلاب بودند كجا هستند؟ آيا حتي يك تن از آنها در كاري هست؟ اينها كه امروز بر كارند در جريان انقلاب چه مي كردند؟”(ايستاده بر آرمان،ص ۲۷)

پي نوشت۱: آن كه در كنار بني صدر ايستاده، صادق طباطبايي است. سخنگوي دولت مهندس بازرگان بود. بعد به بازرگان پشت كرد و به صف حكومتي ها پيوست.در سال 61 به دليل قاچاق 3.75 پوند ترياك توسط پليس آلمان دستگير و در دادگاه دوسلدورف به 3 سال زندان محكوم شد.( پس از بحران،خاطرات هاشمي رفسنجاني،صص ۳۵۹،۴۱۱،۴۱۹) با پادرمياني وزيرخارجه آلمان و مصونيت سياسي به عنوان عنصر نامطلوب از آن كشور اخراج شد. او همچنان به حمايت از جمهوري اسلامي ادامه ميدهد.

منبع : وبلاگ آواي آشنا

+ نوشته شده توسط .....خرسند در جمعه هشتم آبان 1388 و ساعت 11:49 |

ايلنا: آيت‌الله بيات زنجاني بر اثر سكته قلبي در بيمارستان بستري شد.
به گزارش ايلنا اين مرجع تقليد بامداد روز جمعه هشتم آبانماه، دچار عارضه قلبي شديد شد و به بيمارستان وليعصر(عج) شهر قم منتقل و تحت مراقبت‌هاي ويژه پژشكي قرار گرفت.
دفتر آيت‌الله بيات زنجاني با صدور اطلاعيه‌اي از همه مردم مومن، مسلمان و آزاده خواست تا براي شفاي اين مرجع تقليد دعا كنند.
در اين اطلاعيه آمده است: اميدواريم به حرمت صاحب اين روزها حضرت علي بن موسي الرضا(عليه السلام) خداوند عالم شفاي عاجل براي ايشان عنايت فرمايد

وبلاگ من هم يك آقازاده هستم : ديشب حال پدرم يكدفعه اي به هم ريخت و من، مصطفي و آقا مهدي حدوداي ساعت يك بود كه ايشون رو برديم بيمارستان. بعد از آزمايشات اوليه معلوم شد كه يك سكته نسبتاً شديد رو رد كردند و به اين خاطر تحت مراقبت هاي ويژه قرار گرفتند تا دم دماي صبح كه بنا شد به سي سي يو منتقل بشن كه در مسير، مجدداً حالشون به هم خورد و وضعيت به شكلي دراومد كه پزشكها مجبور به استفاده از دستگاه تنفس مصنوعي شدند.

الآن رسيدم خونه و بايد باز هم برم.

براي شفاي حال پدرم دعا كنيد؛ هر جائي كه هستيد و با هر زباني كه مي تونيد...

+ نوشته شده توسط .....خرسند در جمعه هشتم آبان 1388 و ساعت 6:36 |

نخستین: روز چهارشنبه در دیدار نخبگان با آیت الله خامنه ای پس از ایراد سخنان تعریف و تمجید که هرساله در این دیدارها از رهبر انجام می‏شود، یکی از دانشجویان ریاضی دانشگاه شریف و برنده المپیاد جهانی ریاضی با شجاعت از میان جمع برخاسته و خواستار اجازه صحبت در پشت تریبون شده است. علی رغم واکنش منفی گردانندگان برنامه که سعی در ساکت کردن این دانشجو داشتند، بالاخره رهبری به وی اجازه صحبت داد که درادامه این دانشجو حدود 20 دقیقه به انتقادات صریحی از نظام و شخص رهبری پرداخت.

این دانشجوی شجاع انتقادهای خود را در چهار بخش دسته بندی کرده بود و در تمام چهار مورد با اظهارات خود شخص رهبری را مورد انتقاد قرار داد. اظهارات وی گاه با تشویق‏های بریده حاضرین همراه بوده که برای مدتی جلسه را از روال «از پیش تعین شده» خارج کرد به طوری که دوربین‏های صداوسیما را نیز برای دقایقی خاموش کردند. انتقادات وی از رهبری شامل چهار بخش زیر بود:

1- انتقاد از صداوسیما بخاطر وارونه جلوه دادن حوادث پس از انتخابات، تحریک هر چه بیشتر مردم و تخریب چهره‏های موجه و مورد علاقه مردم؛ وی با بیان اینکه رییس صداوسیما توسط رهبر انتخاب می‏شود، مسئولیت تمام اشتباهات صداوسیمای میلی را متوجه شخص رهبری دانست.

2- ایجاد فضای امنیتی برای رسانه‏ها و تعطیلی روزنامه‏های منتقد؛ وی با انتقاد از فضای امنیتی حاکم بر رسانه‏ها خواستار توقف روند تعطیلی روزنامه‏های منتقد شد و با بیان اینکه روزنامه‏ها باید بتوانند از رهبر هم انتقاد کنند روند حاکم بر مطبوعات را ویرانگر قلمداد کرد.

3-عدم امکان انتقاد از شخص رهبری در جامعه و اشاره به اینکه رهبر نیز مانند دیگر افراد جایزالخطاست و اینکه باید به متفکرین اجازه داده شود تا بتوانند از رهبر انتقاد کنند؛ وی با بیان اینکه اطرافیان رهبر از وی یک بت بزرگ ساخته اند از این روند به شدت انتقاد کرد.

4- وارد کردن انتقادات جدی به سیکل قدرت در جمهوری اسلامی ایران و ساختار شورای نگهبان و مجلس خبرگان؛ وی با اشاراتی صریح ساختار قدرت در کشور را مورد حمله قرار داد و اظهار داشت که این روند خطر بزرگی برای مردم‏سالاری دینی در جمهوری اسلامی است.

در واقع دلیل اصلی اینکه رهبری در چنین جلسه‏ای مجبور به بیان اظهاراتی در مورد وقایع پس از انتخابات شد انتقادات صریح این دانشجو بوده است. اخبار تایید نشده حاکی از این است که این دانشجو در پایان برنامه با برخورد نیروهای امنیتی مواجه شده است.

دفتر نشر آثار آیت‏الله خامنه‏ای در یادداشتی با عنوان «حواشی» دیدار با نخبگان علمی و فرهنگی آورده است:

/...پس از آخرین نفری كه برای مطرح كردن دیدگاه‌های خود نوبت داشت، حاضران منتظر صحبت‌های رهبر انقلاب بودند كه ایشان از مجری برنامه می‌پرسند: «از دوستانی كه قرار بوده صحبت كنند، كسی باقی ماند؟» مجری می‌گوید: «اگر شما اجازه اجازه بدهید، همه‌ی جمع هزار نفره‌ای كه این‌جا هستند، دوست دارند صحبت كنند...» همه می‌خندند. در این میان چند تن از دانشجویان از میان جمعیت، خواستار فرصتی برای بیان صحبت‌هایشان شدند. این حركت با واكنش برخی برگزاركنندگان مراسم روبرو شد كه آن‌‌ها را دعوت به نشستن می‌كردند، اما رهبر با اشاره به یكی از همان جوانها گفتند: «آن آقایی كه ایستاده بودند و نشاندن‌شان! شما بفرمائید...» دانشجوی جوان بلند شد و شروع كرد به حرف زدن. صدایش از آن‌جا به گوش رهبر نمی‌رسید؛ پشت تریبون آمد و پس از معرفی خود، سخنانش را آغاز كرد. حرف‌هایش نسبت به سخنران‌های قبلی رنگ و بوی دیگری داشت.


ابتدا از عملكرد صدا و سیما پیرامون حوادث اخیر انتقاد كرد و با بیان مثالی از رهبر پرسید: «آیا صدا و سیمای ما تصویر درستی از كشور و جهان ارائه می‌دهد یا تصویری غیرواقعی و كاریكاتورگونه؟ آیا صداو سیما به عقاید مختلف اجازه‌ی دفاع از خودشان را می‌دهد؟ عقایدی كه به‌خصوص در همین رسانه مورد نقد و یا حتی حمله قرار می‌گیرد؟
آیا صدا سیمای ما نقل‌قولی كه از افراد می‌كند و یا رویدادهایی كه روایت می‌كند، وفادارانه و منصفانه است؟»


بخش دوم سخنان وی موضوع نقد رهبری بود. «من شاید چهار-‌پنج سال است كه به صورت جدی‌تر روزنامه می‌خوانم و مجلات را مطالعه می‌كنم. این مدت واقعاً به یاد نمی‌آورم كه مطلبی را با عنوان نقد رهبری خوانده باشم ... نقد رهبری را هم به شكل عمومی می‌شود مطرح كرد و هم به صورت خاص در مجلس خبرگان. من احساس می‌كنم اگر چنین نشود، این شرایط منجر به نفاق و كینه می‌شود؛ مثلاً یك چیزی كه در ابتدا یك انتقاد ساده است، چون بستر مناسبی برای بیان پیدا نمی‌كند، ممكن است جنبه‌ی مغرضانه به خود بگیرد و كم‌كم بی‌انصافی هایی پیدا شود.» سخنانش طولانی شده بود. از آقا خواست تا باز هم ادامه دهد و پاسخ شنید: «من موافقم كه شما ادامه بدهید. وقت از اول هم تمام شده بود، ولی شما ادامه بدهید...»


تشكر كرد و این‌بار صحبت‌هایش را با انتقاد از چگونگی برخورد نیروی انتظامی با تجمعات پس از انتخابات ادامه داد: «اگر مقداری روش‌های اقناعی‌تر داشتیم و از خشونت به جز در موارد ضرورت استفاده نمی‌كردیم، نظام ما بقای بهتری نداشت؟ آیا مردم متحدتری نداشتیم؟ چون وحدت واقعی به نظر من بیش از این‌كه با نصیحت حاصل شود نتیجه‌ی رفتار مردم با حكومت و رفتار حكومت با مردم است و رفتار مردم با همدیگر است.».../

+ نوشته شده توسط .....خرسند در پنجشنبه هفتم آبان 1388 و ساعت 15:53 |

محمدعلی دادخواه

حقوقدان، وکيل دادگستری، پژوهشگر تاريخ ايران

گر کائنات مغلطه در کار حق کنند

حق هست و حق به مغلطه باطل نمی‌شود

حرکت کاروان حکومتگران در طول تاریخ بشری حاکی از آن است که بیشتر آنان تجاوز و تعدی را به حشمت و عشرت در آمیخته‌اند و اگر از تعداد بسیار اندکی که با حکومت‌شوندگان صادق و صمیمی بوده‌اند، بقیه اشرف آزمندی به حساب می‌آیند که در پی تجمل و تمول خویش به زنجیر کردن انسان و پایمال ساختن کرامت او گام برداشته‌اند.

این قدرتمندان حریص و هرزه از هر آنچه در دسترس داشته‌اند بهره جسته تا دوران حکومت خود را هر چه بیشتر کنند اما ستاره درخشانی نیز هست که بر خلاف خیل خداوندان قدرت و خباثت در تاریخ انسانی طلوع کرده است، او کورش بزرگ است که نخست به انسان و آزادی او پرداخت و با کسانی که معتقد بودند دگراندیشه مذهبی خیانت به شاه است، مقابله کرد و هر چند این باور انسان‌سوز تا دوران ما ادامه یافته است.

او برای اولین بار در طول تفکر و تمدن انسانی قدرت و حکمت را در هم آمیخت و بر خلاف هم‌عصران خود که در یونان بردگی را جزو اصول ساختار شهروندی می‌پنداشتند بر این باور بود که رسم بردگی باید از جهان برافتد. مسئله‌ای که هنوز در نیمه اول قرن 21 آدمی از آن رنج می‌برد و در سودان انسان برده انسان می‌شود.

او اجازه نداد تا از مذهب علیه انسان، اندیشه، خرد و تفکر آزادی سوء استفاده شود. در بزرگ‌ترین اقدام گاهشماری خود به سال 534 قبل از میلاد، اول فروردین را آغاز سال و شمارش تاریخ قرار داد؛ هرچند می‌توانست ششم این ماه را که تولد حضرت زرتشت بود مبنا قرار دهد؛ اما بر پایه این باور که مبادا به دینان از این رهگذر بر خود برتری احراز کنند از این کار اهتراز کرد و جشن جنبش طبیعت را ملاک قرار داد تا نوروز در خانه هر کس را با هر باور و اندیشه بکوبد و کسالت و غم را از همگان بروبد.

او با خشونت و خیانت مأموران حکومتی به شدت مبارزه كرد و امکان کشتار و ضرب و شتم و دزدی اموال و تجاوز به زنان را از همه زیردستان گرفت. اطرافیان او رخصت و فرصت زورگویی و سوء استفاده از مقام را نیافتند و اجازه نداد آنان بر اریکه قدرت پای نهند و به جانشینان خویش این توصیه را روا داشت.

این انسان فرهنگ‌مند به نیکی دریافته بود که قدرت، فاسد است و فساد و قدرت همنشین بی‌خردی و تجاوز است و در کنار قرارگرفتن این همه روال و رفتار خودپسندی و غرور بروز خواهد کرد.

بر این پایه عملکردی شایان توجه از خویشتن‌داری و اعتدال در دوران شکوهمند حکمرانی وی نمودار است که هوشمندی سیاسی و توجه به آزادی انسان و دوری از خودپسندی در آن به چشم می‌خورد.

در سایه این تفکر، تمدن انسان‌ساز هخامنشی پایه‌ریزی و ایران کهن بازسازی شد. او می‌دانست سوء حکومت در جسم و جان حکومت‌شوندگان آثار زیان‌باري به بار خواهد آورد و اگر در اندک‌زمانی حکومت‌گران را توش و توان می‌بخشد، در درازمدت به زیان ملک و ملت خواهد بود.

او هرگز به نیرنگ متوسل نشد تا حکومت خویش را تقدیس کند و خود را قدیس نام نهد. کورش از رفتار رذیلانه با مخالفان دوری جست و هرگز آدم‌کشی و تجاوز، که حاصلی جز ویرانی و نابودی انسان نداشت، پیروزی شرافتمندانه نام نگذاشت.

این حاکم نمونه با خردمندی و فرزانگی به باورهای گوناگون که دست‌ساز فکر بشری است میدان تاخت و تاز نداد و حب و بغض را ملاک و ضابطه ندانست و انتقاد از حکومت و حاکم و والی را در برنامه خویش جای داد.

ای کاش امروز هم شاهد این گونه رفتار حاکمان باشیم که در پی اغوای آدمی نباشند و به نفس نفیس او و ارزش معنوی او بیندیشند.

خردمندان روزگار کورش از جان و دل در پی گام نهادن در دولت و حکومت و قدرت بودند تا ایران را آزاد و آباد و پرتوان سازند.

اما زمزمه اندیشمندان امروز این است:

چگونه شکر این نعمت گزارم

که زور مردم‌آزاری ندارم

زیرا به روشنی می‌بینند کسانی دم از دوری قدرت و قوت می‌زنند که به شدت وحدت بر آن شور و شوق دارند و به تزویر و تقلب عزیز را ذلیل و مبطل را محق جلوه‌گر می‌سازند.

خویشتن سیم و غله اندوزند

ترک دنیا به مردم آموزند

موضوعی که به وفور در حکومت حاکمان و ولایت والیان روزگار ما هر روز به چشم می‌خورد نگرش حاکم پانصد سال قبل از میلاد این بوده است که دسترنج انسانی محترم و معتبر است و نباید در پی مصادره اموال و مقابله با حکومت‌شوندگان به پا خواست.

او باورهای کسان را معتبر دانست اما با فرزانگی تام امکان سوء استفاده از آنها را مسدود كرد. در حقیقت کورش نخستین فرمانروایی است که به انسانیت انسان قبل از حکمرانی بر او اندیشید و هرگز در پی تمول و تجمل به چپاول او نپرداخت و کرامت آدمی را نابود نساخت.

این انسان آگاه از دوران کوتاه حیات آدمی آگاهی داشت و در پی سیل ستایش تهی‌دستان و بی‌خردان از خود بر‌نیامد و مرگ، این حادثه گریز‌ناپذیر را پیوسته در جلوی چشمان خود داشت. او معتقد بود:

نام نیکو گر بماند ز آدمی

به کزو ماند سرای زرنگار

پس، از قدرت و توانایی خویش سوء استفاده نکرد و داوری‌های نادرست و سهو و خطا و شتاب‌زدگی را از رنگ حکومت خود زدود.

یک بار دیگر منشور کورش کبیر را بخوانیم تا از دقت و خردورزی حاکمی توانا به تحسین نشینیم.

از یاد نبریم این اندیشه انسان‌ساز متعلق دو هزار و پانصد سال قبل از اعلامیه جهانی حقوق بشر است.

ما شاهد آنیم که در رهگذر تاریخ قلدران بی‌منطق از روش و منش کورش تن زده‌اند و از بیان و توصیف نحوه حکومت او خودداری کرده‌اند و آن را تأیید ننموده‌اند؛ زیرا چشمانشان توانایی دیدن این همه صلابت و حقیقت را نداشته است.

پیش چشمت داشتی شیشه‌ای کبود

زین سبب عالم کبودت می‌نمود

این یاور انسان به این اصل مهم اعتقاد داشت که شادی لازمه حیات اجتماعی است؛ زیرا شادی اوج رفاه، آزادی و امنیت است و منادی آن بود که:

چو شادی بکاهد، بکاهد روان

خردگردد اندر میان ناتوان

رخدادی که امروز در بسیاری از جوامع خلاف آن پایه‌ریزی شده و راه‌های گریاندن و گرییدن و افسردگی و دلمردگی رواج تام دارد و از شور و نشاط و شادی اثری نیست.

ای کاش شعاعی از تفکر او بر روزگار ما بتابد.

کميته بين المللی نجات پاسارگاد

+ نوشته شده توسط .....خرسند در پنجشنبه هفتم آبان 1388 و ساعت 15:48 |

احمدي نژاد در ششم آبان 53 ساله مي شود و به اين مناسبت روزنامه گاردين نامه اي براي او منتشر كرده است:

http://www.guardian.co.uk/commentisfree/2009/oct/27/mahmoud-ahmadinejad-birthday-iran

 اين نامه را به مناسبت پنجاه و سومين سالروز تولد برايت مي نويسم. راه درازي را از سال 1956 بهمراه خانواده ات از زادگاهت روستاي ارادان به شهر تهران طي كرده اي: آنروزها تنها يك سال داشتي و خانواده ات مانند بسياري ديگر به اميد و با آرزوي موفقيت فرزندانشان از آن روستاي كوچك و بستگان خود بريده و به پايتخت مهاجرت كردند. آنها خود را از خانواده و نعمت نزديك بودن به آنها را محروم كردند و به شهر جديد و غريبي مهاجرت كردند تا شايد فرزندانشان فرصتهاي بهتري برايشان فراهم شود. جهش ناگهاني تو در سياست ظرف چهار سال گذشته بي شك موجب افتخار مادرت سيده خانم و پدر درگذشته ات احمد احمدي نژاد بوده است. با اين حال اين موفقيت به بهاي سفيد شدن موهايت مي نمايد. حركات عصبي شانه هايت ملموس تر و آشكارتر شده اند و جالب اينجاست كه اين حركات وقتيكه براي اجتماعات بزرگ سخنراني مي كني مشهودتر است و اين براي كسي كه سعي دارد خود را آرام و با اعتماد بنفس نشان دهد اصلاً خوب نيست. بنظر مي رسد كه اينروزها سعي داري نشان سياه روي پيشاني ات را با ريختن موهايت روي آن پنهان كني؛ همان نشان سياه ساختگي كه برخي با فشردن پيشاني شان بر مهر بهنگام نماز سعي در حك كردن آن را دارند تا خود را مذهبي تر جلوه دهند. قبل از اينكه رئيس جمهور شوي عادت داشتي همه جا با اين نشان پز بدهي. خيلي از همكارانت، مثل مذاكره كننده هسته اي ( و دوست صميمي ات) سعيد جليلي هنوز به آن افتخار مي كنند. نكند الان از ابراز آن خجالت مي كشي؟ آقاي رئيس جمهور عزيز، هنگامي كه با خانواده ات اين روز را جشن مي گيري و احتمالاً در حال خوردن غذاي مورد علاقه ات قورمه سبزي هستي نگاهي به اطراف خودت بينداز و ببين چقدر اين تولدت با تولدهاي پيشينت متفاوت است؟ طي 12 ماه گذشته تو به يكي از حقيرترين رئيس جمهورهايي كه ايران تاكنون داشته تبديل شده اي. فقط براي يك لحظه فكر كن: كدام رئيس جمهور ديگري صدها هزار نفر را يه نشانه اعتراض به خيابان كشانده است؟ و كدام رئيس جمهور ديگري تا اين حد به اقتصاد لطمه زده و مردم را فقير تر كرده است؟ امسال در يكي از مصاحبه هاي انتخاباتي ات گفتي كه رئيس جمهور بايد كارشناس باشد.او بايد قادر باشد كه به تنهايي تصميم بگيرد چه چيزي به صلاح كشور است. آقاي رئيس جمهور، يقين دارم اكنون ديگر فكر نمي كني كه در همه زمينه ها متخصص هستي. اگرچه از درجه دانشگاهي بالاتري نسبت به بسياري از رؤساي جمهور پيشين برخورداري، رفتاري كه از عقده خود بزرگ بيني ات نشأت مي گيرد كشور را به سمت سقوط پيش مي برد و سخنراني هاي بي ملاحظه و غريبت اعتبار چندين هزار ساله ايرانيان را لكه دار مي كند؛ درحاليكه با وقاحت تمام اين مردم را مردمي صبور مي خواني.
واضح است كه عاشق دوربين هستي؛يكي از طرفدارانت يكبار گفته بود كه تو جرج كلوني مسلمان هستي. فيلمبرداران هم ظاهراً به تعقيب تو و شنيدن حرفهاي تو علاقه دارند. اما دقت كن: اين به اين معني نيست كه هرچه مي گويي درست يا سازنده است. مخصوصاً وقتي كه موضوع به اسلام مربوط مي شود. دوران رياست جمهوري تو منجر به پيدايش بزرگترين شكاف بين حلقه هاي سياست در تهران با مراجع تقليد قم شد. بنظر مي رسد فراموش كرده اي كه ايدئولوژي انقلاب ايران از مراجع قم نشأت گرفت و با اين وجود تو چنان شكافي بين اين دو ايجاد كرده اي كه آيت الله العظمي منتظري از تو درباره نسخه خودت از اسلام مي پرسد و تو همچنان به استفاده از ابزار اسلام براي سركوب و اختناق بهره مي جويي.
آقاي رئيس جمهور، ما همه بايد از تاريخ درس بگيريم.
نه خيلي پيشتر از امروز، شاه ايران هم فكر مي كرد صلاح رژيم و ايران را ميداند. او چشمها و گوشهايش را در برابر صدها هزار تظاهر كننده كه خواستار تغيير سياسي در ايران بودند مي بست. او معضلات فقرا را نمي ديد چون فكر مي كرد فقط اوست كه مي داند چه به صلاح اقتصاد كشور است. او در پيله اي كه به دور خود تنيده بود زندگي مي كرد و حتي از قيمت يك كيلو گوجه فرنگي خبر نداشت. ...

ارتش تنها پشتوانه او بود.
آقاي رئيس جمهور، شما داريد همان مسيري را مي رويد كه او طي كرد.
امروز ايران كشور متفاوتي است و اقتصاد آن عليرغم برخوردار بودن از منابع سرشار طبيعي در خاور ميانه از همه بدتر است. گذرنامه ايراني از نطر بي اعتبار بودن در جهان مقام چهارم را دارد و حتي لبنان كه هرساله ميليونها دلار از ايران روانه آنجا مي كنيد از ايرانيان تقاضاي ويزا مي كند.
با همه اينها، ايران يك چيز دارد كه همه دنيا بايد به آن غبطه بخورند و آن جمعيت جوان آن است؛ بسياري از جوانان ايراني در علوم و رياضيات از همتايان غربي خود پيشي مي گيرند. متأسفانه تو خيلي از آنها را به گوشه زندانهايت انداخته اي و بسياري ديگر را به قتل رسانده اي چون فقط خواستار بازشماري آراي انتخابات بوده اند.
اما بدان كه هم اكنون در يك گوشه از ايران و در يكي از كلاسهاي درس، رهبر آينده ايران نشسته است. او در كتاب تاريخ خود خوانده است كه چگونه پادشاهان نالايق سلسله قاجاريه سرمايه هاي مملكتش را به باد داده و يا به روسها و انگليسي ها بخشيده اند؛ او به حرفهايي كه پدرش درباره شاه مي زند گوش كرده و حالا هم نظاره گر عملكرد تو در اين كشور است.
خواسته قلبي او، همانند خواسته قلبي ميليونها جوان ايراني ديگر چيزي كاملاً متفاوت براي ايران است: دمكراسي حقيقي كه در آن تمام احزاب سياسي چه سلطنت طلب، چه كمونيست، چه مجاهدين خلق و چه اسلام خواهان، حضور داشته باشند؛ چرا كه همين ها بودند كه سي سال پيش از اين خيابانها را به تصرف خود در آوردند. آرزوي اين جوانان انتخاباتي است كه در آن مردم تصميم بگيرند، نه رهبر مملكت. آنها كشوري مي خواهند كه در آن ايرانيان به صرف داشتن نقطه نظر مخالف حكومت شكنجه يا كشته نشوند . آقاي رئيس جمهور، ممكن است هم اكنون كه اين نامه را مي نويسم در مسير رسيدن به اين روز باشيم. مردم ايران قدرتمندترين سرمايه آن هستند. بي اعتنايي و آزار آنها كاري بس مخاطره آميز است. تولدتان مبارك.
+ نوشته شده توسط .....خرسند در پنجشنبه هفتم آبان 1388 و ساعت 5:50 |